تبليغاتX
عشق بی همتاست

عشق بی همتاست

!!..اگر ابرم اگر باران....به یاد جمله یاران....تو را دوست دارم بی پایان..!!

یک روز آموزگار از دانش‌آموزانی که در کلاس بودند پرسید آیا می‌توانید راهی غیر تکراری برای ابراز عشق، بیان کنید؟ .............

 


ادامه مطلب

+هکاکی شده در قلبی از سنگ شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388ساعت11:24توسط سیاهی یا بی رنگی | |

سلام دوستان من به مهدی اخوان ثالث اردت خواصی دارم

برین ادامه و شعراشو بخونید

شعر اول:پرنده ای در دوزخ

شعر دوم:گل


ادامه مطلب

+هکاکی شده در قلبی از سنگ چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387ساعت21:15توسط سیاهی یا بی رنگی | |

سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت
سرها در گریبان است
کسی سر بر نیارد کرد پاسخ گفتن و دیدار یاران را
نگه جز پیش پا را دید ، نتواند
که ره تاریک و لغزان است
وگر دست محبت سوی کسی یازی
 به کراه آورد دست از بغل بیرون
 که سرما سخت سوزان است
نفس ، کز گرمگاه سینه می اید برون ، ابری شود تاریک
 چو دیدار ایستد در پیش چشمانت
نفس کاین است ، پس دیگر چه داری چشم
ز چشم دوستان دور یا نزدیک ؟
 مسیحای جوانمرد من ! ای ترسای پیر پیرهن چرکین
هوا بس ناجوانمردانه سرد است ... ای
دمت گرم و سرت خوش باد
سلامم را تو پاسخ گوی ، در بگشای
منم من ، میهمان هر شبت ، لولی وش مغموم
منم من ، سنگ تیپاخورده ی رنجور
 منم ، دشنام پست آفرینش ، نغمه ی ناجور
نه از رومم ، نه از زنگم ، همان بیرنگ بیرنگم
بیا بگشای در ، بگشای ، دلتنگم
حریفا ! میزبانا ! میهمان سال و ماهت پشت در چون موج می لرزد
 تگرگی نیست ، مرگی نیست
صدایی گر شنیدی ، صحبت سرما و دندان است
من امشب آمدستم وام بگزارم
 حسابت را کنار جام بگذارم
چه می گویی که بیگه شد ، سحر شد ، بامداد آمد ؟
فریبت می دهد ، بر آسمان این سرخی بعد از سحرگه نیست
حریفا ! گوش سرما برده است این ، یادگار سیلی سرد زمستان است
و قندیل سپهر تنگ میدان ، مرده یا زنده
به تابوت ستبر ظلمت نه توی مرگ اندود ، پنهان است
حریفا ! رو چراغ باده را بفروز ، شب با روز یکسان است
سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت
هوا دلگیر ، درها بسته ، سرها در گریبان ، دستها پنهان
نفسها ابر ، دلها خسته و غمگین
درختان اسکلتهای بلور آجین
زمین دلمرده ، سقف آسمان کوتاه
غبار آلوده مهر و ماه
زمستان است

                                             مهدی اخوان ثالث                 

+هکاکی شده در قلبی از سنگ چهارشنبه چهارم دی 1387ساعت21:26توسط سیاهی یا بی رنگی | |

سلام دوستان به خاطر تاخیر طولانی ام از رویتون شرم سارم ولی در اولین فرصت یه سری مطالب خیلی قشنگ دارم که براتون مینویسم !!

و امروز به اثتثنای همیشه میخوام چنتا عکس از المپیک پکن بزارم که تموم شده!

beijing-olympics-stadium-1.jpg

09civill.ir.jpg

+هکاکی شده در قلبی از سنگ دوشنبه یازدهم شهریور 1387ساعت18:30توسط سیاهی یا بی رنگی | |

روزی روزگاری مردی،زنی زیباروی را در معبری بدید و بدو گفت که:من عاشق تو شدم!!!زن در جواب مرد گفت:خواهرم در پس من می آید،او بسیاز زیباتر از من است،به دنبالش رفته و به او دل ببند.

مرد هم چنین کرد ولی در پس آن بانو،زنی زشت چهره را دید،پس به سرعت نزد همان زن زیبا رو بازگشت و گلایه:آنکه در پس تو می آمد زنیزشت چهره بود!

زن هم در پاسخ گفت:تو اگر عاشق من بودی،به دنبال بهتر از من نمی گشتی

زشت باید دید و انگارید خوب

                                           زهر باید خورد و انگارید قند

13yjrl5.jpg

به مجمعی که در آیند شاهدان دو عالم

                             نظر به روی تو دارم،غلام روی تو باشم

+هکاکی شده در قلبی از سنگ چهارشنبه دوم مرداد 1387ساعت18:14توسط سیاهی یا بی رنگی | |

دارم مينويسم از عشق مينويسم از نامي مقدس ولي اين نام منو از انسان به يه موجود تبديل كرد كه نميدونم چي هستم ژس درود بر عشق كه به من فهموند كه مجنون كيست

***************************

دارم مينويسم از كلمه اي پاك كه حالا معني نداره. مينويسم تا شايد مجنون هاي واقعي بدانند كه درد اين دل عاشق من چيست!؟!


ادامه مطلب

+هکاکی شده در قلبی از سنگ چهارشنبه پنجم تیر 1387ساعت12:18توسط سیاهی یا بی رنگی | |

برین تو  ادامه مطلب!


ادامه مطلب

+هکاکی شده در قلبی از سنگ یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت12:22توسط سیاهی یا بی رنگی | |

 تقصير دلم چيست اگر روي تو زيباست حاجت به بيان نيست که ارزوي تو پيداست .من تشنه يک لحظه تماشاي تو هستم افسوس که يک لحظه تماشاي تو روياست

*******=======-------------**********--------------=======*********

بوسه اسم است چون عمومي است . بوسه فعل است چون هم لازم است هم متعدي. بوسه حرف تعجب است چون اگر ناگهاني باشد طرف مقابل را مات و مبهوت مي کند. بوسه ضمير است چون از قيد انسان خارج نيست. بوسه حرف ربط است چون 2 نفر را به هم متصل مي کند

+هکاکی شده در قلبی از سنگ دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387ساعت14:6توسط سیاهی یا بی رنگی | |

نشونی قبر من رو به همه بدین!

قبرم رو یه جای پست و کثیف بگذارین تا مردم ببینن که من چه انسانی بودم

قبرم رو کوچک نکنین بزرگ بکنین تا معشوقه من هم بیاد پیشم

کنار قبرم بنویسید انسانی که به خاطر هوس خودش زندگی رو نابود کرد

روی قبرم بنویسین:

عشق در حیطه فهمیدن ما نیست بیا بر گردیم


ادامه مطلب

+هکاکی شده در قلبی از سنگ یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387ساعت18:12توسط سیاهی یا بی رنگی | |

مي دانم روزي با تن خسته و خيس ، سوار بر قطرات درشت باران بر ناوادنهاي چشمم فرود ميايي و من تو را در ميان انبوه مژگانم ميزبان خواهم بود و در آن لحظه چشمانم را براي هميشه مي بندم تا ديگر دوريت را حس نکنم


ادامه مطلب

+هکاکی شده در قلبی از سنگ پنجشنبه بیست و نهم فروردین 1387ساعت16:2توسط سیاهی یا بی رنگی | |