!!..اگر ابرم اگر باران....به یاد جمله یاران....تو را دوست دارم بی پایان..!!
شنیدم که وقتی گدازاده ای نظر داشت به پادشازاده ای
همی رفت و می پخت سودای خام خیالش فرو برده دندان به کام
+هکاکی شده در قلبی از سنگ جمعه نوزدهم مرداد 1386ساعت14:29توسط سیاهی یا بی رنگی |
|
About
عشق یه هدیه خدایی که به انسان داده شده!. پس ای انسان عشق را بیاموز و از عشق در راه خودش قدم بردار!. خدایا عاشق شدم. عاشق خود خودت شدم. پس چرا مرا نمی بری پیش خودت !!!!!!! وقتی عشق فرمان می دهد محال سر تعزیم فرود می آورد!!!!!! !!زندگي گل سرخي است كه گلبرگهايش خيالي و خارهايش واقعي است!!