مي دانم روزي با تن خسته و خيس ، سوار بر قطرات درشت باران بر ناوادنهاي چشمم فرود ميايي و من تو را در ميان انبوه مژگانم ميزبان خواهم بود و در آن لحظه چشمانم را براي هميشه مي بندم تا ديگر دوريت را حس نکنم
+هکاکی شده در قلبی از سنگ جمعه بیست و سوم فروردین 1387ساعت2:9توسط سیاهی یا بی رنگی |
|
About
عشق یه هدیه خدایی که به انسان داده شده!. پس ای انسان عشق را بیاموز و از عشق در راه خودش قدم بردار!. خدایا عاشق شدم. عاشق خود خودت شدم. پس چرا مرا نمی بری پیش خودت !!!!!!! وقتی عشق فرمان می دهد محال سر تعزیم فرود می آورد!!!!!! !!زندگي گل سرخي است كه گلبرگهايش خيالي و خارهايش واقعي است!!