روزی روزگاری مردی،زنی زیباروی را در معبری بدید و بدو گفت که:من عاشق تو شدم!!!زن در جواب مرد گفت:خواهرم در پس من می آید،او بسیاز زیباتر از من است،به دنبالش رفته و به او دل ببند.
مرد هم چنین کرد ولی در پس آن بانو،زنی زشت چهره را دید،پس به سرعت نزد همان زن زیبا رو بازگشت و گلایه:آنکه در پس تو می آمد زنیزشت چهره بود!
زن هم در پاسخ گفت:تو اگر عاشق من بودی،به دنبال بهتر از من نمی گشتی
زشت باید دید و انگارید خوب
زهر باید خورد و انگارید قند
به مجمعی که در آیند شاهدان دو عالم
نظر به روی تو دارم،غلام روی تو باشم
+هکاکی شده در قلبی از سنگ چهارشنبه دوم مرداد 1387ساعت18:14توسط سیاهی یا بی رنگی |
|
About
عشق یه هدیه خدایی که به انسان داده شده!. پس ای انسان عشق را بیاموز و از عشق در راه خودش قدم بردار!. خدایا عاشق شدم. عاشق خود خودت شدم. پس چرا مرا نمی بری پیش خودت !!!!!!! وقتی عشق فرمان می دهد محال سر تعزیم فرود می آورد!!!!!! !!زندگي گل سرخي است كه گلبرگهايش خيالي و خارهايش واقعي است!!